عبد الباقى گولپينارلى ( مترجم : توفيق سبحانى )

256

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى )

نيست . . برآمدن و فرو نشستن امواج هم نه چيزى بر وجود دريا مىافزايد و نه نقصانى در آن ايجاد مىكند . كثرت نسبى و اضافى موجود در دنيا نيز با وحدت هستى مطلق تناقضى ندارد ، نه چيزى بدان مىفزايد و نه چيزى از آن مىكاهد . صوفيان ، عدم را به آينه‌اى مانند كرده‌اند و هستيهاى نسبى و اضافى را انعكاس حقايق علم وجود مطلق در اين آينه دانسته‌اند و بدين‌سان تشبيه شاعرانه‌اى هم به كار برده‌اند . اين عقيده نيز با اعتقاد اهل شرع دربارهء عالم مطابق نيست . زيراكه در سرتاسر قرآن ، عالم منظومهء كثرت است و هر وجودى ، موجودى است جز خدا كه از عدم ، قدم در عرصهء هستى نهاده است . موجوديت عالم و وجود ذات بارى هيچ‌گاه يكى نيست . ذات بارى ازلى و ابدى است ، اما عالم وجودى مستقل و مسئول بين حدوث و فناست . نه ذات و نه صفات الهى است ، بلكه آفريدهء فرمان ، اراده و قدرت ذات بارى است . افلاك ، عناصر ، مواليد ، دور : صوفيه فلسفهء حكما را دربارهء سماوات ، عناصر و مواليد بدون اندك تغييرى عينا پذيرفته‌اند . عقل كل كه از هستى يگانه و مطلق صادر شده ، نفس كل را به وجود مىآورد . از اين دو نه طبقهء آسمان و ثوابت يا اجرام سماوى و هفت ستارگان به وجود آمدند . حركت سماوات ، طبايع اربعه و چهار عنصر را پديد آوردند . نه طبقهء آسمان و چهار عنصر ، موجب پيدايش جمادات و نباتات و جانداران شدند . انسان تا رسيدن به مرحلهء انسانى كه صورت رحمانى نام دارد ، تمام اين عوالم را پشت سر مىگذارد . براى بهتر دريافتن اين دور ، نظرى از پايين به بالا مىافكنيم : موجوديت انسان ، از بهم پيوستن منى پدر و مادر شكل مىپذيرد . پدر و مادر ، منى را از خوردنيها و آشاميدنيها و جانداران و نباتات و معدنيات كسب مىكنند . بنابراين ، منى پيش از آنكه به صورت منى درآيد ، در تمام اجزاى